روی آن شیشه تبدار تو را " ها " کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم حرف با برف زدم سوززمستانی را با بخار نفسم وصل به گرما کردم شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم عرق سردی به پیشانی آن شیشه نشست تا به امید ورود تو دهان وا کردم در هوای نفسم گم شده بودی ای عشق با سرانگشت تو را گشتم و پیدا کردم با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم و به عشق تو فرآیند تنفس را هم جذب اکسیژن چشمان تو معنا کردم باز با بازدمی اسم تو بر شیشه نشست من دمم را به امید تو مسیحا کردم پنجره دفترم امروز شد و شیشه غزل و من امروز براین شیشه تو را " ها " کردم آن قدر آه کشیدم که تو این شعر شدی جای هر واژه ، نفس پشت نفس جا کردم
--------------------------------------
دویدیمو دویدیم هیچ جا رامون ندادن گفتن که توی جاده دونده ها زیادن
دویدیمو دویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چی رسیدیم به جز خود رسیدن
دویدیمو دویدیم تو کوچه های بن بست میرفتیم و میگفتن: خسته نشید بازم هست
دویدیمو دویدیم راها خاکستری شد حرفای عاشقونه کمرنگ و سرسری شد
دویدیمو دویدیم ،اسفندی دود نکردن گفتن فقط زیر لب: کاش دیگه بر نگردن
دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن یه عمره آزگار بود همه دویده بودن
دویدیمو دویدیم تا رسیدیم به دیوار اون ور دیوارم باز ،خوردیم به فصل تکرار
دویدیمو دویدیم ، قصه زندگی بود دلیل واسه دویدن، فقط دیوونگی بود